بعد شمای مسؤل بگو کمتر بخور ...
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:00
شاید خنده ات بگیره ولی همین چند قلم جنس شد 140 تومنبرای یه وعده ناهار شام هم نیست! واسه یه میان وعده هست اینا حالا شما فکن سیب زمینی پیاز روغن ادویه جات خونه هستتقریبا هر وعده غذایی رو میتونیم بگیم 1
خانوشونم... با افتخار اعلام میکنم خانوم آقا حامدم هستم
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:00
بعله ساعت 4 شد و... ایشونم الهام پز هستن البته هنوز داخل فر نرفته : نیم ساعت دیگه میزارمش تا همسری اومد داغ باشه از من به شماها نصیحت هیچیه هیچیه هیچی فر اون گاز های قدیمی نمیشه الان من فر مثلا دو طبق
به نظر خوشمزه میاد
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:00
بفرمااااااینم تموم شده س مدیونی فکر کنی نوشابه رو فریزر گذاشتم و قشنگ یخ بسته دقت کنی هم توی عکس مشخص چشم روی رژیم غذاییم بستم و یه قلوپ خوردمدوست دارم خدا + دو روزه اینستا دارم میگردم یه چیز خاص ب
باید توضیح میدادم ؟؟؟
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 19:00
نه دورت بگردم فکر نمیکنم فقط من دارم بقیه هیچی ندارن یادمم نمیاد ادعایی کرده باشم تا به حال صحبت های اقتصادی چه اینجا چه خارج از اینجا توی مکالماتم هست. دوم اینکه یکساله درگیر یکسری فعالیت ها شدم که ب
لعنتی ...
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:20
ساعت 00:40 اتاق خودم پشت سیستم خودم حتی کیبورد خودمفکنم خیلی وقت گذشته باشه که نیومدم و یه دل سیر تایپ کنم نمیدونم چرا هیچ کیبوردی برام این کیبورد نمیشه چه خاطراتی من اینجا ثبت نکردم چه روزایی که خوش
سعی کن بدرخشی همیشه ... تو میتونی
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:20
ساعت شد 02:40 این همه تایم شد یه پاور 13 اسلایدی راجب گریس هاپر خوشم اومد از زندگیش
تو دیگه که به من اینارو نگو !
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:20
اول از همه بگم از این تغییرات بلاگفا اصلا خوشم نمیاد برای فونت و اندازه متن به مشکل میخورم خیلی زیاد اما بریم سراغ مطلب بعدی عزیزی سر یه مسئله به شدت مسخره مثلا خواست از من ایراد بگیره یه شخصی که از د
خاطران عروسی دوست داشتنی من
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:20
اگر بخوام یکی از عکس های خوشمل عروسی که دوسش میدارم و به نمایش بزارم اینه بعله ...یا مثلا این یکی علیرغم اینکه کفش هام به شدت پاشنه بلند بود علیرغم اینکه تاج پایه بلند داشتم علیرغم اینکه موهام و بال
یادبود ها ...
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:20
ببین بین عکسا چی پیدا کررررررررررررررردم یادش بخیر صبح روز حنابندون بود اگر بدونی من چجور اینو نوشتم گفتم خودم نوشتم ؟یه ماه قبل از گل فروشی که قرار بود گل بزنه این برگه ها رو گرفته بودم حامد هی گفته
ولن و خرس خوشمل من
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:20
اووووووووووممیگم تا اومدم ولن هم بنویسم ؟آخ که چه حس خوبی بود حس خوب مربوط به سورپرایزی بود که برای حامد داشتماون میز و بادکنک ها و هدیه و مخصوصا اون تابلو ... اون تابلو یه کار محشر بود واسه اون تابل
تولد زندگیم
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:20
آقا اینقدر عکسای تولد حامد و دیر بهم داد آتلیه که یادم رفت اینجا بزارمشیه نمای تکلیش و میشه اینجا بزارم چون توی بقیه اش خودمون هستیم :( بدو بدو از مدرسه رفتم آتلیه رو آماده کردم دوباره بدو بدو برو خو
حالا ببین
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:20
بهت قول میدم فیلم و عکس آتلیه ما سالگرد عروسیمون آمده میشهمیگی نه نگاه کن خخخ
طولاني از هر در
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 11:20
میدونی گاهی به خودم میگم باید حتما اینجوری گند میزدی به همه چیز که بعدش آدم بشی؟ ظاهر قضیه اوکی هستش، حامدم خوشحال و خرسند از تغييرات جدید هر بار که متوجه یه تغییر جدید من میشه بغلم میکنه پیشونی منو
چقدر دور شدیم... چقدر غریبه
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:41
مامان بزرگ شام دعوت کرده مارو دایی فیلم عروسیش گذاشته فیلم و دیدم و فامیل... 7 سالی گذشته چقدر فامیلت کم شده چقدر از هم دور شدیم ما دلم برای عموم تنگ شده... عمویی که 24 ساعته الان توی فیلم عروسی د
Lucifer
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:41
یه سرما خوردگی سمتم اومده افتضاح از حامد گرفتم 3 روزه منو انداخته گوشه خونه و اما راجب Lucifer 4 دی ... و حالا 26 دی ماه ... نمیدونم ! در اشتباه کردنم شکی نیست اما الان این زمان ؟ ولش کن اونی که
سکه...
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:41
وااااای خدا دارم خل میشم این حجم Data گرفتن ... هوووووف پوووووف اوووووف
سنتور 5:55
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 15:41
نوشتم ولی موقع ادیت دستم خورد پاک شد نمیرسم دوباه بنویسم تیتر میگم 5 صبح بیدار میشم آنلاین میشم برام سنتور میزنه میخونه یه رابطه ای که دو طرف با خنده میگیم احمقانه س ولی هیچ کدوم تمومش نمیکنه زندگ
12 آذر... آیا دوست داشتنی ؟
-
تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:20
پروفایل های اطرافیان پر شده از عکس هایی که روز عروسی منو حامد گرفته شده 90 درصد هم مربوط به لابی تالار يا روی پل توی باغ هستش اینستا هم پست کم نداشته چقدر حرف داشتم بیام بزنم کلی حرف های خوب خوب ام
تازیگیا خیلی توی چشمم
-
تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:20
شنبه صبح خواب موندم تقریبا بعد 2 هفته مرخصی روز اول بود میرفتم سریع آماده شدم رفتم دنبال مامان و گذاشتمش مدرسه خودمم رفتم سمت مدرسه یا عجله من یا راه ندادن اون آقا یا هرچیز دیگه آینه به آینه شد و آ
وبلاگم
-
تاریخ: 1397/10/7 ساعت: 1:20
میدونی که عاشق عکاسی ام سرم شلوغ شده این روزا اما حس خوب عکس گرفتن نمیتونه برام کمرنگ بشه میدونم حضورم خیلی خیلی خیلی اینجا کمرنگ شده بهم حق بده دانشگاه مدرسه خونه کارای مدرسه ای که باید خونه انج