مقصدی تازه ... راهی تازه - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 10:35
یه خواب به نسبت طولانی خیلی تونست کمک کنه تا آروم بشم میدونی الان دریای درونیم طوفانی هستش همه اش در تلاطم به سر میبرم هی میرم بالا و پایین چند روز پیشمو که دیدی ؟ چقدر نالیدم که خسته ام و انگیزه ندارم و نمیخوام ادامه بدم و ...... اووووووف کوهی از موج منفی بودم ولی یه فکر قدیمه و کهنه رو دوباره اندا...
سکوت زیباست - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 10:34
صبح دانشگاه نرفتم به خرسی قول داده بودم یه مقداری براش واریز کنم و قرار بود از سپرده بردارم بدی بانک مهر اقتصاد اینه که برای سپرده هاش کارت شتاب نمیده پارسال سپرده باز کردم اونجا بیخیال سود بیشتر شدم و با خودم گفتم توی بانک دیگه ای سپرده باز میکنم به جاش کارت شتاب میگیرم که راحت بتونم واریز و انتقال...
یه روز میرم... برای دیدنش این همه راه میرم - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 10:33
نمیگم امروز، فردا یا پس فردا ولی توی این یک سال اینده حتما این کار و میکنم یه روزی که باید برم یونی قید درس و میزنم میفتم تو جاده ساوه وقتی یک ساعت و نیم راه رو با 140 تا سرعت رفتم و رسیدم به عوارضی ساوه میزنم کنار گوشی و برميداردم و شماره اش رو میگیرم بعد از سلام علیک میپرسم کجاس یا خونه یا مغازه ی...
اونی که من میخوام پولی نیست - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 10:32
تو عمرم به این سرعت آماده نشده بودم برم بیرون ساعت 6 بود با مامان بحثمون شد سر شرکتی که ازش اینترنت گرفتیم به ثانیه نکشید پریدم اتاق شلوار جین مشکی تنم بود نیاز نبود عوض کنم یه مانتو مشکی سریع تنم کردم مقنعه سورمه ای سرم کردم کیف مشکی برداشتم گوشی و کیف مدارکم و هنزفری انداختم توش دست آخر یه رژ رنگ ...
عنوان نداره !یه تخلیه ساده - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:45
تخلیه ذهن برای آروم شدن بود و بس !
کافه های به یاد موندنی انقلاب - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:45
سه شنبه با " ن . ز " و " ح . ر " رفتیم انقلاب و یسری کتاب خریدیم برای " ن . ز " روپوش گرفتیم توی کارگاه ساختمون سازیشون میخواست دلم برای جفتشون تنگ شده بود کافه ایما رفتیم یه جای دنج بود منکه خیلی خوشم اومد از اون کافه بیشتر کافه های انقلاب رفتم اما اینو تاحالا ندیده بودم آخه طبقه سوم بود تو انقلاب ...
بیکاری فشار آورده ! - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:45
این چهارمین آدمی بود که میاد میگه فلانی ام میگم نمیشناسم میگه تو گپ من بودی ! خوبه حالا من خودم ممطمئنم و میدونم تو گپی نیستم مد جدیده ؟
تا بوده همین بوده - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 0:00
جزوه معدود دفعات هستش که 7 شب میخوابم و 7 صبح پامیشم صبح از خواب پاشدم یه لبخند خاصی توی صورتم بود الانم که دارم حرکت میکنم یه بغض خاصی تو گلومه این آهنگا ما رو پیر میکنه نمیدونم چرا جمع بستم ! منظورم منه نوعی بود هیچ وقت نمیتونم این موزیک لعنتی رو از زندگیم حذف کنم ژینا گل من،گل خوشگل من به عشقت اس...
هوووووووووووووووورا - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 23:59
نشستم پشت میز و در شرف خاموش کردن سیستم بودم و نگاهم به کتاب معادلات روی میز بود یهو یادم اومد امروز 22 اکتبر هستش قسمت اول ومپایر باید اومده باشه زودی یه سرچ زدم و دانلود کردم تقریبا 10 دقیقا طول کشید دانلودش توی این مدت نگاهم بین کتاب و عکس این سریال که جلوم باز بود میچرخید در آخر نتونستم از فیلم ...
روز آخری - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 23:59
به قدری امروز با بچه ها خندیدیم که حد نداره اصلا باورم نشد ساعت 12 هستش خدا بخواد دیگه اینسری واقعنی میخوام بیام بیرون هفته پیش سه شنبه آقای " ی " یه حرفی زد بهم برخورد و منم در جواب یه حرکتی کدم که صد برابر از کار خودش بدتر بود از خودم تعریف نمیکنم که بگم کارم درست بود نه خیلی هم اشتباه بود خودت من...
چه جریانایی داشتم با این کیک - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 23:59
ساعت 10 : 6 شده بابا اومد این کیک خوشمز رو گرفته بود شک نکن وقتی داشته انتخاب میکرده فقط به عسل فکر کرده چون ماها که سنمون بالاس و در بند باب اسفنجی نیستیم قبلنا کیک میگیرفت فانتزی بود اولین بار بود کارتونی گرفته بود خخخ همه اینا یه طرف اولین کیک تولد عسل یه طرف منه بیچاره هم سفارش داده بودم فقط ببی...
بخواب خانومی - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 23:59
رسیدم خونه یه سلام خالی مستقیم تو اتاق کیف و چادر و مقنعه رو انتداختم رو صندلی در اتاق و بستم کلیبس موهامو باز کردم افتادم تو تخت حتی جون ندارم لباسام و عوض کنم لباس خواب بپوشم اصلا لباس خواب به جهنم این جین و از پام در بیارم فقط شبخیر خیلی وقته کامنتا رو نگاه نکردم نميدونم چرا هر روز این همه به تعد...
دوستای عزیز - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 23:59
امروز یه روز فوق العاده بود یه تشکر ویژه به دوستانم بدهکارم
طبق معمول پیدا نکردم - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 23:01
اوووووووووم بالاخره اومدیم خونمون هیچی مثل خونه آدم نمیشه هااااا دیروز ساعت 1 و نیم از یونی زدم بیرون قرار بود 2 و نیم من مترو کرج باشم اما خب 3 و رب بنده اونجا بودم بعدش چمران تا 6 چمران بودم صبونه کاملی نخورده بودم و ناهارم که اصلا نرسیدم بخورم ساعت 6 و نیم یه پیتزا به این شکم شکمو دادم بعدشم دلدر...
خدایا ... کجایی ؟ - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 10:01
دیشب میدونی کی خوابیدم ؟ 44 : 4 صبح خوابیدم ولی چه خوابی یسری حرفاشنیدم سنگین بود یه جوون 21 ساله داشت برام حرف میزد که اندازه یه انسان 40 ساله سختی کشیده بود یه سال از عمرشو گفت ... 19 سالگیش خودمو گذاشتم جاش تصورشم سخت بود 19.10.16 03:55 Hishki nmidoone in adam 1 sal asn az zndgish yadesh nis Fghd...
زبون نهمه دیگه ... دست خودش که نیس نمیفمه - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 0:28
یه مکالمه ای نسبتا طولانی چند ساعته با یه ادم زبون نفهم داشتم که منو به مرز جنون کشید جوری شد که گفتم فلانی از دستت میخوام سرمو بکوبم تو دیوار مات و مبهوت بود الهام و این حرفا عجیبه ولی واقعا بی منطق بودنش داشت دیوونم میکرد اینکه هرچی من میگفتم حرف خودشو میزد واقعا واژه زبون نفهم براش کمه
حرف توش زیاده سخته عنوان بزارم - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 0:28
این دو هفته ای که درگیر محرم و هیئت و دانشگاه بودم اصلا وقت نکرده بودم به خودم رسیدگی کنم خداروشکرم که یه دقیقه وقت خالی ندارم برم باشگاه ! ولی تو خونه پیگیر تمریناتم هستم چون میدونم ول کنم هیکلم خراب میشه این مدت هرکی منو بعد یک سال دیده فقط گفته الهام چقدر لاغر شدی الان رفتم رو ترازو که هنگ کردم گ...
دیووانه ام من ... شک نکن - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 0:28
فقط یه دیوونه ای مثل من میتونه ساعت 11 که باید بره بخوابه و 4 پاشه بیاد فیلم تماشا کنه بره توی تختش لپ تاپ رو پاشو هدفن به گوش تماشا کنه اونم نه فیلم یه ساعته بلکه دو ساعته تازه زبان اصیل هم باشه و مجبور باشی یسری جاهارو چند بار گوش کنی تا دقیق بفهمی منم که میدونی از یه واو فیلم هم نمیگذرم تازه ساعت...
فقط خواب ميخوام - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 0:28
خب میدونی چیه ساعت دو که نوشتم قرار بود برم بخوابم دو ساعت بخوابم تو تخت بقیه اش هم تو ماشین اما ساعت 6شده من نه تو تخت چشم رو هم گذاشتم نه الان که تو ماشین نشستم ساعت 10 شب میبینمت اگه زنده بمونم خخخ
:( - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 0:28
ساعت 9 شب برسی خونه !!! اونم تو این سرما !!! هوام که ماشالله ش بشه از 5 و نیم تاریکه هعی خسته ام حیفم میاد همه اش این واژه رو بکار ببرم ولی واقعا جسمم خسته س

برچسب‌های مرتبط

چرا آخه | چرا آخه من | آخه چرا خدا | شبت بالانجليزي | شبت بالمغربية | شبت بالجزائرية | واقعا که به انگلیسی | واقعا که حق داری بخندی | واقعا که | واقعا که خوب جهانی