به قدری امروز با بچه ها خندیدیم که حد نداره
اصلا باورم نشد ساعت 12 هستش
خدا بخواد دیگه اینسری واقعنی میخوام بیام بیرون
هفته پیش سه شنبه آقای " ی " یه حرفی زد بهم برخورد
و منم در جواب یه حرکتی کدم که صد برابر از کار خودش بدتر بود
از خودم تعریف نمیکنم که بگم کارم درست بود
نه خیلی هم اشتباه بود
خودت منو میشناسی میدونی بی جنبه نیستم و تازه فوق العاده شوخ هم هستم
هفته پیش 2 و نیم بود و من مونده بودم تا پرونده ای که زیر دستم بود و تمومکنم بعد برم تقریبا 2 برگه اش مونده بود تا ثبت کنم
آقای " ی " اومد اتاق فقط منو ندا مونده بودیم
گفت بچه ها دیگه بازی بسته جمع کنید برید
اومد پشت سر ما وایساد
دید من دارم کار میکنم ولی ندا سرش تو گوشی
گفت خانوم " الف " هم که داره بازی میکنه ، خانوم " الف " بسه دیگه چدر بازی میکنی یخورده کار کن همه اش که داری بازی میکنی !
شوخی خیییلی مسخره ای بود
هیچ چیزی من توش نمیدیدم که بخوام بخندم
منم خیلی شیک یه لبخند ملیح زدم گفتم شما راس میگید !
سیستم و خاموش کردم گفتم ندا فردا اول وقت که اومدی این دو صفحه آخر منو ثبت کن
پاشدم وسایلمو جمع کردم
آقای " ی " گفت خب بازیتو میکردی حالا چه عجله ای هستش
گفتم نه آقای " ی " آدم سر کارش باید کار کنه نه بازی تازه ساعتم ببینید
من نیم ساعت پیش باید میرفتم ولی خب چون سرگرم بااااااااااازی بودم یادم رفت ساعت بازی من 8 تا 2 هستش باید برم خونه و به بقیه بازی هام برسم
یه لبخند دیگه زدم و چادرم و سرم کردم و کیفم و برداشتم
یهو پرسید خانوم " الف " شما چند سالتونه ؟
گفتم جسمی حسابید کنید 20 سال ولی خب میدونید عقل و فهم و شعور آدما به سن نیست
یه لبخند دیگه زدم و خسته نباشید گفتم و اومدم بیرون
حرکتم خیییییییییلی زشت بود میدونم
ندا زنگ زد گفت الهام ریدی بهش
کار خوبی کردم
من وظیفه ای ندارم بعد از تایم اداری بمونم
من لطف کردم اون روز موندم
و خب نه سر لج و لجبازی بلکه دیگه تمایلی برای ادامه کار توی اداره نمیبینم
یکی از بهترین تجربه هایی که اینجا کسب کردم یا شاید بهتره بگم یکی از چیزایی که اینجا به عینه دیدم اینه که برای هیچ کدوم از متقاضیان نباید دل سزوند چون در هر صورت نمیهمن و دوم اینکه کارمندای دولت خیلی خیلی خیلی ... بینهایت خیی بیشور هستن
اون دو تا رو به عینه دیدم که دارم میگم
بالاخره چند ماهه همکارشونم
امروز آخرین روز بنده هستش
ماه پیش نزاشت بیام بیرون
ولی این ماه بگه بمون میخوام بگم قرار نیست چیزی که شمامیخواید بشه دیگهتمایلی برای ادامه ندارم
من فقط سابقه کار اینجا رو میخواستم که دیگه نمیخوام !
به همین راحتی
به همین خوشمزگی
خب دیگه بریم سر وقت ناهار
برچسب: آخرین روز ماه رمضان,آخرین روز نمایشگاه کتاب,آخرین روز نمایشگاه کتاب تهران,آخرین روز مدرسه,آخرین روز دنیا,آخرین روز پاییز,آخرین روزهای زمستان,آخرین روز ماه,آخرین روز جشنواره فیلم فجر,آخرین روز رمضان,
نویسنده: بهراد دادخواه