رسیدم خونه
یه سلام خالی
مستقیم تو اتاق
کیف و چادر و مقنعه رو انتداختم رو صندلی
در اتاق و بستم
کلیبس موهامو باز کردم افتادم تو تخت
حتی جون ندارم لباسام و عوض کنم لباس خواب بپوشم
اصلا لباس خواب به جهنم این جین و از پام در بیارم
فقط شبخیر
خیلی وقته کامنتا رو نگاه نکردم
نميدونم چرا هر روز این همه به تعدادش اضافه میشه
باشه سر فرصت
شبخیر
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه