درهم برهم ۲ ماه - تاریخ: 1402/6/26 ساعت: 15:50
خونه در شلوغ ترین حالت ممکن قرار دارهسپهر و فرستادم خونه مامان فاطمه بلکه مرتب کنم اما نشینم منچرز بازی میکنم خیلی وقته نیومدم بنویسم یعنی نرسیدم که بیام بگم از محرم و نذری ها بگماز شمال و اون صبحونه جنجالی که برای حامد استوری کردم بگم از باشگاه فهیمه بگم از دعوا های فامیلی بگم از نقل مکان کردن عمه ...
محو افق - تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 17:52
یه جای غریب داشتم میرفتم بار اولم بود هم میرفتممحله خیلی جالبی هم نداشت زنگ زدم بیاد کنارم ، تنها نباشم این قضیه مربوط به تولد سپهر هست ، اون روزایی که بدو بدو میکردم برای مهمونی بک گراند شیار دار رنگ نسکافه ای پیدا نمیکردم تو اینستاگرام و مغازه های اطراف میچرخیدم و دنبالش میگشتمیه شماره پیدا کردم و...
رز سفید من - تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 17:52
یه ماهی بود میخواستم آهنگ رز سفید حامیم و دانلود کنمامروز حامد و بعد ۲۸ ساعت دیدم قشنگ یک ساعت نشستم براش غر زدم تو سکوت نشست و گوش کرداینکه میشینه و غر زدن های منو گوش میکنه خیلی خوبه فقط کاش یه جاهایی همراهی میکرد و فقط شنونده نبودعجیب دلم گریه میخواد خیلی دارم خودم و کنترل میکنم تا پهنای صورت گری...
ساعت ۲ شب شد - تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 17:52
توی موقعیت الآنم به نظرم فیلم گزینه خوبی بود برای عوض شدن حالم ....هندزفری گذاشتمیه پفک کنار دستم محتوای خاصی نداشت ، اما قشنگ بودمخصوصا اون آخرش که ۱۰۰ هزار دلار برد تیزر کوتاهش و اینستاگرام دیدم برچسبها: فیلمAdblock test (Why?)
خدایا شکرت - تاریخ: 1402/2/8 ساعت: 16:32
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت . . . + سپهر مامان ... خیلی زود داری بزرگ میشی ببخش مامانی ببخش کم کاری های منو ببخش پسرم
پشت تارا نَشسته بودم - تاریخ: 1402/2/8 ساعت: 16:32
میترسم مثل هزار تا چیزی که گفتم میام تعریف کنم و بعدش یادم رفته چی بوده بیام بگم اینم یادم بره یه تیکه کوچیک میزارم بعدا بیام بگم ......فقط در این حد بگم که هفته آخر اسفند ماه ماشین و تحویل گرفتهتا الان به هیچ بنی بشری سوییچ نداده حتی استارت بزنن ، چه برسه پشت فرمون بشیننامروز سوویچ داد من ماشین جا ...
هزار بار شکر - تاریخ: 1402/2/6 ساعت: 3:08
این روزا پشت بند هم همه ش میگم خدایا شکرتوقتی تو خیابون حامدم کالسکه رو هل میده و بازوش و گرفتم میگم خدایا شکرت بابت داشتن همچین فرشته ایوقتی ساعت ۴ میشه سبد پیکنیک جمع میکنم و میریم پارک تا سپهر بازی کنه میگم خدایا شکرت بابت پسر سالمموقتی ۲۴ ساعت شبانه روز گوشیم داره دینگ دینگ میکنه و پیام های واری...
ملموس نبود امسال - تاریخ: 1402/1/30 ساعت: 15:30
این یک هفته اخیر خیلی درگیر بودممخصوصا از ۲۲ فروردین که خیلی جدی استارت ایده جدید و زدممن آدمی ام که میتونم راه چند ساله رو تو چند شب برم خیلی فشار اومد چند روز اول بهم پیج بساز لوگو طراحی کن برو دنبال اسم خیلی .....اما حالا یه پیج 5k زیر دستم که با وجود بی محتوا بودن پستاش میره اکسپلور ، تاپ هشتگ م...
امیدوارم عمل کنم - تاریخ: 1402/1/26 ساعت: 12:27
اولین پست ۴۰۲ داره نوشته میشهخب خب خب جا داره بپرسم از اهداف سال جدید بگو بانو عرضم به حضورتون اهداف جدید :۱_ توجه بیشتر به سپهر۲_ توجه بیشتر به سپهر۳_ توجه بیشتر به سپهر...واضح بود ؟ یا بیشتر از اهدافم بگم ! :))))))ببین ، یعنی تا خود سال تحویل من بدو بدو داشتم....دلم میخواد فیلم های سال تحویل و ببی...
Sweet home - تاریخ: 1402/1/26 ساعت: 12:27
خسته ام میخوام بخوابماما حیفم اومد امشب ثبت نشه برای روزی که بگم دیدی من میگفتم ؟ دیدی بهش رسیدم ؟..noمیپرسه وجود خارجی داره ؟وقتی وجود خارجیش و ساختم و نشونش دادم میفهمهراه های جدید پیدا کردم...ایده های جدید و به قول سولماز پول ساز وقتی بهم میگفت هر روز بنویس من پول جذب میکنم ، ثروت به سمت من است و...
خیلی شلوغ بودم - تاریخ: 1401/12/27 ساعت: 19:36
بارها و بارها و بارها باز کردم اینجا رو تا بنویسمچقدر عکس گرفتم تا اینجا آپلود کنم اسفند ماه امثال خیلی شلوغ بودمکیک سفارش داده بودم ، یا بهتره بگم فقط عکس کیک و فرستاده بودم گفته بودم برای ۱ شنبه ۷ اسفند ساعت ۶ میام تحویل بگیریم ، ۱ و نیم تا ۲ کیلو و ۳ روز پیاپی بهم پیام داده بود راجب پروانه ها ، ش...
اولویت اول با خودت - تاریخ: 1401/12/2 ساعت: 22:42
این روزا با سپهر میگذره غرغر های من سر حامد که چرا بیشتر خونه نیستیدلم مسافرت میخواد و میگه هوا سرده با سپهر خوش نمیگذرهبزار برای عید ..راستش و بخوای من حسودی کردم حسودی کردم خیلی راحت میره کلبه سوئیسی میگیره ولی من نمیتونم برم مسافرت...خیلی روز هست خودم رو درگیر کار کردماین روزا هی حامد کم آورد هی ...
- تاریخ: 1401/12/2 ساعت: 22:42
آخر هفته شد و کلی مهمون قشنگ نصف شدن کمر و دارم حس میکنم مامان آخر این هفته میخواد بره کربلامیگه مهمونی نمیگیرم ولی میدونم مهمون خواهد اومد مهمون از راه دور هم که میاد ، صد درصد خونه منم خواهند آمد..من شاید با دایی خاله خودم راحت باشم ، رو کابینت و یخچال جای لک باشه سخت نگیرم ، اما واقعا با فامیل ها...
مراقب باش - تاریخ: 1401/11/14 ساعت: 16:16
الهام خانوم میدونم خوب داری پیش میریمیدونم خوشحالی آفرین خفن خانومفقط یه ریز حواست باشه حواست به آلپین باشهنشه سرگرمی :/مراقب خودت باش دلبرک جای آینه بالای طاقچه هستش یادت باشه Adblock test (Why?)
چرا آخه ؟ - تاریخ: 1401/11/14 ساعت: 16:16
چرا جمعه ۹ صبح باید من شاگرد قبول کنم وقتی شب قبلش مهمون داشتم و ترکیده هستم ....هر بار میگم این آخریشه ...اما باز هر مهمونی روز از نو ، روزی از نو ولی مسئله اصلی اینجاست! چرا گفتم مهراز ساعت ۹ صبح بیاد همممه مهمون ها خوابن ما اومدیم اتاق خواب Adblock test (Why?)
نسوزون این وقت لامصب رو - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 13:04
پیکو فایل عکس هامو آپلود نمیکنهبقیه سایت ها بخاطر فیلتر شکن آپلود نمیکنناینا رو ولش کن ساعت ۱ و رب نصفه شب هستش فردا یه عالمه مهمون دارم شام خونمون امروز کلا صرف درست کردن ژله و دسر و سالاد ها شدهعهد کرده بودم به ساده ترین شکل ممکن همیشه پذیرایی کنم اما چه میشه کرد که من کمال گرا هستم اینا رو هم ولش...
قرار نبود طولانی بشه - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 13:04
این روزا ملو داره پیش میره سعی کردم تا جایی که میشه سرم و خلوت کنم ادمین کمکی گرفتم و خیلی خودم و تشویق میکنم بابت این کارا....بماند یادگاری از روز مادرهوا خیلی سرد شده باشگاه برام تبدیل شده به مکانی که میتونم ذهنم و خالی کنمچوب رفاقت با مهناز و دارم میخورم ولی ملالی نیستاون روزایی که جلوی صنم و کری...
یه بیت شعر میخواستم عنوان بنویسیم یادم رفت - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 13:04
فردا شب مهمون دارم از هفته قبل میدونستم مهمون دارم بهتره بگم خودم دعوت کرده بودم (خنده ریز)این یک هفته هر روز گفتم کارامو بکنم نمونه برای آخر هفتههممممه شون مونده برای آخر هفته ۲ روزه یکی از اقوام مهناز فوت شدهاین ۲ روز گفتم تو برو من هستم مهناز هم مثل من گروه داره ، زیر مجموعه داره ، عضو دارهاما کا...
نزارین این روزا بپوشم - تاریخ: 1401/7/12 ساعت: 19:39
یک ماه هست که مچ دست چپم خیلی درد میکنه در کل بخاطر استفاده خیلی زیاد از گوشی ، دستام درد میگیره ، اما مچ چپم دیگه خیلی بودبه گفته حامد ورزش های اصلاحی انجام دادم ، دمبل و وزنه هارو سبک کردم و کلا فعالیت با دست چپ و به حداقل رسوندماما دردش زیاد فرق نکرد و امروز عاملش و پیدا کردم ! من فرمون و کلا با ...
:/ - تاریخ: 1401/7/12 ساعت: 19:39
فکر میکردم دیگه نمیام و از اتفاقات تلخ بنویسم ..عکس مال چند روز پیش هست وقتی ساعت ۳ زنگ زدم حامدم داری میای که رد تماس داد گفت جلسه ام گفتم روز جمعه جلسه ؟ چه یهویی ... کی تموم میشه ؟گفت معلوم نیست چقدر طول میکشهساعت ۴ زنگ زدمساعت ۵ زنگ زدم ساعت شد ۶ زنگ زدم جواب هیچ پیامی رو نمیداد ، قبلا هم جلسه د...

برچسب‌های مرتبط

چرا آخه | چرا آخه من | آخه چرا خدا | شبت بالانجليزي | شبت بالمغربية | شبت بالجزائرية | واقعا که به انگلیسی | واقعا که حق داری بخندی | واقعا که | واقعا که خوب جهانی