یه جای غریب داشتم میرفتم
بار اولم بود هم میرفتم
محله خیلی جالبی هم نداشت
زنگ زدم بیاد کنارم ، تنها نباشم
این قضیه مربوط به تولد سپهر هست ، اون روزایی که بدو بدو میکردم برای مهمونی
بک گراند شیار دار رنگ نسکافه ای پیدا نمیکردم
تو اینستاگرام و مغازه های اطراف میچرخیدم و دنبالش میگشتم
یه شماره پیدا کردم و زنگ زدم ، گفتم عکس و میفرستم واتس اپ نگاه کن دوباره زنگ میزنم ، خلاصه فرستادم و نگاه کرد و دوباره زنگ زدم و صحبت و یه ۳ ، ۴ دقیقه ای صحبت کردم بعد قطع کردم .
بهم گفت آشنات بود ؟
گفتم نه
گفت آخه خیلی باهاش گرم گرفتی گفتم شاید آشنا باشه
گفتم نه والا الان شماره پسره رو از پیجش برداشتم
گفت پسر بود و اینقدر صمیمی حرف زدی انگار ۱۰ ساله طرف و میشناسی بهش میگی قربونت فدات
سکوت کردم
جدا از بحث تفکیک جنسیتی یه بک که دارم میزنم میبینم چه مرد چه زن خیلی گرم میگیرم
اینا جزوه روابط اجتماعی بالا میشه ؟
یا من شل گرفتم ؟
.
.
.
+ با پولای حروم نذری میدی ...
قبول باشه نذرت
قبوله ؟
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه