خرید بک لینک

صبح دایی تماس گرفت گفت سنگم افتاده تو حالب باید عمل شم ، نفهمیدم چطور آماده شدیم من و مامان رفتیم

دعا دعا میکردم جا پارک پیدا کنم که خداروشکر پارکینگ بود

سریع رفتیم طبقه و اتاقی که گفته بودن

دیدیم دایی شاد و صحیح و سالم داره میگه میخنده

درد داشت ولی نه زیاد ، خیلی جزئی

نمیدونی من از تهران تا کرج چجوری اومدم که ... اونوخ دایی سرخوش میگه یه عکس خوب بگیر برای اینستا خخخ

برچسب: نویسنده: بهراد دادخواه تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 8:21

صفحه بندی