هی میخوام بیام از 4 شنبه به اینور رو با اون همه اتفاق بنویسم هی وقت نمیشه
قرار گذاشته بودم امروز بنویسم که الان دایی زنگ زد میریم چیتگر
اصلا فکنم دایی " میم " با چیتگر قرار داد بسته
نمیدونم چرا اینقدر اونجارو دوست داره !
نزدیکم نیستاااا با اینکه از اتوبان میندازیم میریم حداقل 1 ساعت راهه
هفته پیش که گفتم رفتیم امام زاده صالح یادته ؟ بعدش رفتیم چیتگر و مثل همیشه بساط جوجه به راه بود
دایی با خنده میگه 2 ماهه هیچی کار نکردیم و این همه هی خرج میکنیم خخخ
به هر حال میام تعریف میکنم
بای بای
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه