خرید بک لینک

هی میخوام بیام از 4 شنبه به اینور رو با اون همه اتفاق بنویسم هی وقت نمیشه

قرار گذاشته بودم امروز بنویسم که الان دایی زنگ زد میریم چیتگر

اصلا فکنم دایی " میم " با چیتگر قرار داد بسته

نمیدونم چرا اینقدر اونجارو دوست داره !

نزدیکم نیستاااا با اینکه از اتوبان میندازیم میریم حداقل 1 ساعت راهه

هفته پیش که گفتم رفتیم امام زاده صالح یادته ؟ بعدش رفتیم چیتگر و مثل همیشه بساط جوجه به راه بود

دایی با خنده میگه 2 ماهه هیچی کار نکردیم و این همه هی خرج میکنیم خخخ

به هر حال میام تعریف میکنم

بای بای

برچسب: نویسنده: بهراد دادخواه تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 2:45

صفحه بندی