خرید بک لینک

مچ و ساق پاهام الان رو مخم هستش

چیزی که این روزا خیلی خیلی زیاد به چشم میخوره

باب دلم هست اما توی فضای جامعه محبوبم نیست

خونه اگر شلواری تنم باشه همیشه یه وجب با مچ من فاصله داره، پابند هایی به رنگ نقره ای و گاهی آذین شده با نگین از پام باز نمیشه

اما

همه اینا مال خونه س

عادت ندارم تیپ بیرونم توی قسمت پایین تنه و شلوار این مدل باشه

و حالا امروز متفاوت تر اومدم بیرون

کتونی های شاین مشکی که این سبک این روزا مد شده با کفه ای پهن که 5 سانتی باید باشه

شلوار قد نودی که اصلا اصرار نکردم مچ پاهام و در بر بگیره

لبه های جوراب مچی ام یه کمی مشخص، جوراب طوسی با لبه های سفید

نمیدونم چرا اصراری برای پایین تر کشیدن پاچه های شلوارم ندارم و نمیدونم چرا هیچ حس خوبی از بالا رفتن پاچه هامم ندارم

امروز اصلا نمیدونم چرا اینجوری ام

حس میکنم پالتوم از همیشه بهتر به تنم نشسته

رمان قتل سیاوش

این دو روز حامد و قشنگ کوبوندم

دیشب رفت پیام داد هیچ وقت کشی رو با ناراحتی راه ننداز

بغضی که تو نگاهش بود و ندیده میتونستم دیشب حس کنم

اما دست خودم نیست

اوضاعم به شدت بهم ریخته بود همه کارام درهم و حامد طفلک که این 2 روز کوبیده شد داغون

چقدر عوضی ام من که اینجوری زجرش میدم و چقدر بیشورم که اینجوری از علاقه اش نسبت به خودم استفاده میکنم جوری که انگار چیزی نشده

تاحالا این همه بهش اخم نکرده بودم که این 2 روز اخم کردم

با خنده میگه دست پیش گرفتی پس نیفتی

میدونم شدید گند زدم بخاطر همین طلبکارانه نگاهش میکنم

نگاهم میبینه و بازم اینقدر آقاس بهم هیچی نمیگه

امروزم ناراحتیش رو بغض نگاش و چشای سرخش و دیدم و بازم لباس پوشیدم زدم بیرون...

با گل و یه بوس میتونم از دلش در بیارم؟ شاید شام ببرمش بیرون...

امیدوارم با حماقت هام ازم خسته نشه

کافیه برم عذرخواهی تا شکایت کنه از دست رفتار هام

پس به روی خودم نمیارم

بازم تو جلد الهام مغرور میرم ببینم کی میخواد بوی این لجنزاری که درونم و گرفته به بیرون راه پیدا کنه

شلوارت بکش پایین دلبندم

برچسب: نویسنده: بهراد دادخواه تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:03

صفحه بندی